پیش بینی قیمت بیت کوین در هالوینگ 2020

چرا نصف شدن پاداش ماینینگ یا بیت کوین هالوینگ‌ بعدی،

ممکن نیست مانند بار قبل موجب افزایش قیمت بیت کوین گردد؟

یکی از معدود مطالبی که در موضوعات کریپتوکارنسی و بیت کوین می توان در مورد آن نظر قاطعی داد، این مطلب است که، بحث پیرامون کاهش پاداش استخراج ماینرهای بیت کوین، طی شش ماه آینده شدت خواهد گرفت. حال چه این موضوع را با نام هالوینگ بیت کوین بخوانید و یا چه آن را هالوینگ بیت کوین بنامیم.

اما چرا؟ زیرا که هالوینگ (نصف شدن پاداش ماینینگ بیت کوین) قبلی سمت وسوی بازاری گاوی داشت و واقعا چه کسی است که یک بازار گاوی را نپسندد؟

بسیاری از افراد بر این باورند که هاوینگ بعدی نیز تاثیراتی مشابه بار قبل را بر بازار خواهند داشت.

البته می‌ بایست خاطرنشان کنیم که این تنها، عقیده ای بر اساس تکرار تاریخ بیت کوین نیست. مدل های اقتصادی بسیاری نیز این تئوری را تایید می‌کنند.

اما اگر انتظار یک بازار گاوی را می کشیم، پس چرا این موضوع تا به حال اتفاق نیفتاده است؟ پس چرا هاوینگ تا کنون تاثیری نداشته است؟ 

در پاسخ باید گفت، هاوینگ مسئله ای بسیار مهم تر و بالاتر از یک رویداد محسوب می شود. این مقاله نیز بازگوی یک نظر و عقیده بوده و از گفتار خود مطمئن نیست.

چه چیز و چرا؟

ابتدا مروری خواهیم داشت بر این مطلب که هالوینگ چیست و چرا اتفاق می افتد.

به یاد داشته باشیم، برای کنترل تورم در این بازار، پروتکل بیت کوین با محدودیت سرسخت ۲۱ میلیون کوین برنامه ریزی شد. این برنامه‌ریزی به گونه‌ای بود که سیستم بیت کوین های جدید وارد شده بازار به منظور برانگیختن اشتیاق ماینر ها، کوین ها را با ریتمی تدریجی و کنترل شده وارد بازار می کند. سرعت پیش بینی شده برای خلق هر کوین، در هر چهار سال یکبار به نصف تقلیل پیدا می‌کرد. این موضوع برای ظاهر سازی و مشابه سازی این پروسه، با سیستم استخراج طلا شکل گرفت. در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲، برای اولین بار پدیده نصف شدن دستمزد ماینینگ بیت کوین یا همان هاوینگ اتفاق افتاد. در آن زمان مزد ۵۰ کوینی ماینر ها، به ۲۵ کوین‌ کاهش یافت. از ۹ جولای ۲۰۱۶ نیز این پاداش به ۱۲.۵ سکه برای هر بلاک موفق تقلیل یافته است.

پس از این، در كاهش دستمزد بعدی (هاوینگ بعد)، پاداش ماینینگ معادل با ۶.۲۵ بیت کوین به ازای هر بلاک خواهد بود، که انتظار می رود این ماجرا در می ۲۰۲۰ رخ دهد.

(source: Digital Asset Research – statistical model, not price predictions)

نمودار بالا که در آن منحنی قیمت با خط آبی نشان داده شده است، حاکی از آن است که در گذشته، پیش از زمان رویداد هاوینگ با افزایش قیمت بیت کوین مواجه بوده ایم. این افزایش قیمت تا مدتی بعد از هاوینگ نیز ادامه داشته است. البته باید خاطر نشان ساخت که مجموعه داده های امروز ما محدود است – بدین معنی که در بازار بیت کوین، فقط دو مورد از این رویدادها تا به حال تجربه شده است و می توان فرض کرد که این الگو تکرار خواهد شد.

درست این جایگاهی است که برخی از تحلیل های اساسی عرضه یا تقاضا از آن ورود می کنند.

عرضه بیت کوین ، عامل شوک بازار

سرمایه گذار و تحلیلگر بیت کوین، توور دیمیزستر، اخیراً خاطرنشان کرد که تا پس از وقوع هاوینگ بعدی، برای حفظ قیمت کریپتوکارنسی در محدوده بیش از 8000 دلار، بازار باید میزان سرمایه گذاری قریب به ۲.۹ میلیارد دلار را در خود ببیند، تا جبران کننده تاثیر افت قیمت بیت کوین های جدیدی که وارد سیستم می شود را نموده باشد. حتی با این فرض که نرخ رشد سرمایه گذاری ثابت خواهد ماند، کاهش فشار فروش بعد از هاوینگ (با به بیان دیگر کاهش تعداد سکه های جدید وارد شده به بازار) منجر به افزایش قیمت بیت کوین خواهد شد.

در پلن B یا فرضیه‌ جایگزین، دست های پشت پرده این بازار پای فراتر گذاشته و با استفاده از ضریب انباشت و جریان S2F (نسبتی که که موجودی فعلی را با تولید سالانه تقسیم می کند) سعی در ایجاد مدلی نموده اند که با استفاده از طلا و نقره به عنوان معیار، حرکات قیمت گذشته بیت کوین را با دقت بالایی پیش بینی می کند. بنا بر این مدل، قیمت بیت کوین پس از هاوینگ (نصف شدن پاداش) در مرحله بعدی را در حدود ۶۰هزار دلار پیش بینی می شود (خط سیاه در نمودار بالا).

گرچه این مدل منتقدان خاص خود را دارد، اما تحت آزمایش دقیقی قرار گرفته است. همچنان به نظر می رسد که این رگرسیون (سیر قهقرایی) ادامه دارد. این فرضیه همچنین معنای مشهودی را القا می نماید: در شرایطی که همه چیز برابر است، کاهش عرضه می بایست موجب افزایش بها گردد. پس چرا این قیمت تا کنون به بالاترین سطح خود رشد نکرده و جایگاه خود را بدست نیاورده است؟

اینجا همان نقطه ای است که از آن داستان و روایت ما آغاز می شود.

از نظر فنی و تخصصی هاوینگ یک رویداد “بنیادین” به حساب نمی آید. به این معنی که از منظر نظریه سرمایه گذاری سنتی، محرک ارزشی را نشان نمی دهد. رویدا “بنیادین” از نقطه نظر تجزیه و تحلیل دارایی ها، به ویژگی های متغیر و در عین حال قابل اندازه گیری ای اشاره دارد که می تواند مانند سود، اندازه بازار و ترازنامه، ارزشی را به همراه آورد. بدین معنی که، کمبودهای از قبل برنامه ریزی شده (مانند کمبود بیت کوین به دلیل هاوینگ) کمبدی اساسی به شمار نمی روند، بلکه واقعی محسوب می شوند.

ما می توانیم به این موضوع امیدوار باشیم که خود حقایق برای تفسیر کافی نیستند، اما می دانیم که تأثیر آنها تقریباً همیشگی است. هیچ کس در این که هاوینگ رخ خواهد داد شکی ندارد، اما هنوز هم روایت ها و عقاید پیرامون تاثیر این رویداد، نا معلوم و محو می باشند. 

اجازه دهید تا دلیل این امر را نیز بررسی کنیم.

دلایل این تردیدها

دلیل اول، برخی بر این باورند که ارزش افزوده هاوینگ در حال حاضر نیز در قیمت بیت کوین، مورد لحاظ قرار گرفته است. درست در زمانی که قیمت بیت کوین از ۳۳,۰۰ دلار به ۱۲,۰۰۰ دلار افزایش یافت!؟ به همین سادگی. می توان گفت این بازار از نظر توزیع اطلاعات نسبتاً کارآمد است. پس طبق این استدلال، بدیهی است سرمایه گذاران هوشمند این تعدیل عرضه را در مدل های خود گنجانده اند و بر این اساس نیز مواضع خود را اتخاذ کرده اند.

دلیل دوم، مدل های اقتصادی تا زمانی متناسب و همگام می نمایند، که اینگونه هستند. اکوسیستم امروز بیت کوین در شرایط بسیار متفاوت تری نسبت به بازه زمانی هاوینگ گذشته قرار گرفته است: چهار سال پیش، مشتقات بازارهای کریپتوکارنسی در دوران طفولیت خود به سر می بردند. گرفتاری ها و بحث های سازمانی و دولتی بسیار کمتر بودند و چارچوب‌ های ارزشیابی عملاً وجود نداشتند. پس حالا اگر سرمایه گذاران باور کنند، “این بار فرق می کند” نیز خارج از تصور (غیر ممکن) نیست. 

برخی از فعالین بازار بر این باورند که اگر این هاوینگ موجب کاهش سود ماینرها شود، پدیده ای منفی خواهد بود و بسیاری از ماینرهای کوچک را مجبور می کند تا از گود خارج شوند. درست است، و این موضوع می تواند با افزایش قیمت متعادل گردد. اما اگر معلوم شود این شیوه، روشی متناسب نیست، افزایش تمرکز شبکه می تواند، نگرانی های ای را در بحث امنیت به وجود آورد.

به علاوه در بازارهای سنتی، همیشه قیمت تابعی از عرضه بوده است. این موضوع همیشه تحت تأثیر تقاضا قرار داشته، که در مدل انباشت و جریان (S2F) آن را لحاظ نمی کنند. در وضعیت کنونی و در صورت عدم وجود اصول مورد استفاده بنیادین، گسترده و پابرجا، تقاضا در بازارهای کریپتوکارنسی روایت محور خواهد بود.

آیا بازار گاوی در پیش رو قرار دارد؟

با این حال در تعریف بازگشتی (یا تعریف استقرایی)، تقاضای بازار می‌ تواند تحت تاثیر روایت و ماجرای هاوینگ قرار گیرد. این انتظار گسترده، که مبنی آن بر تأثیرگذاری داستان هاوینگ بر قیمت است، می تواند تقاضای بازار برای بیت کوین را به عنوان یک دارایی سرمایه گذاری تحریک کند. این موضوع بر قیمت بیت کوین، به خصوص در مورد سرمایه گذاران تازه وارد، یعنی سرمایه گذارانی که بر اساس مدل عرضه و نیز تاریخچه بازار بیت کوین جذب و وارد آن می شوند، تاثیری ژرف خواهد داشت.

و در این حال است که ریسک عدم تقارن (ریسک نامطلوب) در تصویر این قاب رخ نمایی می کند: در اینجا احتمال این حقیقت که ممکن است پیش بینی مدل ها اشتباه باشد و من همه چیز را از دست بدهم، نسبت به این احتمال که مدل ها درست عمل کرده باشند و من بازپرداخت 500٪ در بازگشت سرمایه ام را تجربه نمایم، تاثیر کمتری روی دیدگاه من خواهد گذاشت. پس حتی اگر هم مدل های عرضه محور سعی در باز نویسی اصول سرمایه گذاری سنتی داشته باشند، باز هم  به این معنی نیست که ما شاهد افزایش قیمت نخواهیم بود.

حتی اگر دلایل این موفقیت مرتبط با مدل ها نباشند، اگر این اتفاق رخ دهد، این داستان نیز همسو با تایید این مطلب که مدل های مبتنی بر عرضه درست بوده اند، هم آهنگ می شود. ما هم بر طبق این اتفاق می‌ توانیم به این دور (چرخه) با محوریت تاثیر روایت هاوینگ بر قیمت، و یا تاثیر قیمت بر این روایت، پایان دهیم.

با این وجود، این تنها موضوع با ویژگی دور تسلسل در بازارهای کریپتوکارنسی در طی ماه های آینده نخواهد بود. حواشی پیرامون برنامه عرضه بیت کوین، اقتصاد منحصر به فرد آن را برجسته تر می کند، که این جذابیت نیز به نوبه خود علاقه سرمایه گذاران بیشتری را به خود جذب می کند.

اگر این مسئله منجر به ورود بیشتر در زمانی شود که عرضه جدید کاهش می یابد، نمودارهایی که پیش بینی یک صعود قیمت پس از هاوینگ را نشان می دهند، در همه حال درست بوده اند.

‌پس دوباره میتوان نتیجه گرفت که روایت ها نیز ممکن است بی ثبات باشند. در این وضعیت، فرد شجاع، سرمایه گذاری است که هنوز تصور کند که آنها باقی خواهند ماند. همچنین ایشان به ندرت در انزوا و تنهایی شکوفا خواهند شد. پس بگذارید با این حقیقت روبرو شویم: بسیاری از موارد وجود دارد که می توانند تأثیر زیادی بر قیمت بیت کوین بگذارند.

در هر صورت تکذیب این مطلب که ظهور مدل های پیش بینی یک گام مثبت محسوب می گردند، و بسیار دشوار خواهند بود. این گام، گامی است که ما را در جهت درک درست موضوع پویایی بازار و نیز نقش بیت کوین در مرز گذاری اقتصاد امروز جهان یاری می رساند. بدون شک سرمایه گذاران خبره و‌باهوش از این وضعیت استقبال می کنند و فرضیات اساسی را با میزان مورد نیاز و سالمی از شکاکیت برای درمان درست تلفیق می کنند.

افشای اطلاعات: نویسنده این مقاله، خود مقادیر کمی از بیت کوین و اتر را نگه می دارد، بدون این که موقعیت های کوتاهی را در نظر داشته باشد.